Free Weblogs. Free blogs Free personal pages hosting
welcome

Description

in weblogo doros kardam ke chemidoonam............har chi khastam toosh benevisam, shayad......... hichi, hichi, khodet00n badan mifahmin !


My Links

» Home
» My Profile
» Weblog Archives

...............حقیقت تلخی است ولی

 

با سرعت انگشتانش را روي دكمه‌ها فشار مي‌داد و حروف به سرعت به هم مي‌چسبيدند و روي صفحه حك مي‌شدند.
«از همان روزي كه تو را ديدم فهميدم كه تو با همه فرق داري. تو مثل دخترهاي ديگر نبودي و نيستي. و شايد براي همين است كه من عاشقت شدم و دوست دارم بداني كه تو اولين و آخرين عشق من هستي, براي هميشه.»
فكر كرد همين‌قدر كافيه. بيشتر از اين ممكن است مصنوعي بشود. حالا فقط بايد براي چهارتايي‌شون ميل مي‌زد و منتظر جواب مي‌ماند.


Posted: 6:01 AM, Dec. 23, 2005
Link

 

 

می رم جای من اینجا نیست

عشق تو زیبا نیست

رویا نیست

 

می رم جایی که دریا نیست

اسم تو رویا نیست

غوغا نیست

 

می رم تا تو آروم شبا چشات بسته شه

دیوار اتاقت از عکسم خسته شه

 

می رم تـــــــا بارون     منو   یاد  تو   نندازه

می رم یه جای تازه     می رم یه جای تازه

 

می رم با چشمای خـیس و قلب بی گناه

می رم حتی نمی ندازی به من   یک نگاه

هر جا می رم امــا بـــازم یادت   می افتم

اینو به همه گفتم        اینو به  همه گفتم

 

کاش می شد تو ببینی من اینجا چه تنهام

وقتی که تو نباشی به هم می ریزه دنیـام

اینجا کسی نیست با چشمای باز و روشن

بی تو چه غریبم من

می رم جایی که دریا نیست

عشق تو زیبا نیست

رویا نیست


Posted: 4:15 AM, Dec. 18, 2005
Link

 

دوباره تنها شديم!

گفتم: «بمان!» و نماندي!
رفتي،
بالاي بام آرزوهاي من نشستي و پايين نيامدي!
گفتم:
نردبان ترانه تنها سه پله دارد:
سكوت و
صعودُ
سقوط!
تو صداي مرا نشنيدي
و من
هي بالا رفتم، هي افتادم!
هي بالا رفتم، هي افتادم...
تو مي دانستي كه من از تنهايي و تاريكي مي ترسم،
ولي فتيله فانوس نگاهت را پايين كشيدي!
من بي چراغ دنبال دفترم گشتم،
بي چراغ قلمي پيدا كردم
و بي چراغ از تو نوشتم!
نوشتم، نوشتم...
حالا همسايه ها با صداي آواز هاي من گريه مي كنند!
دوستانم نام خود را در دفاترم پيدا مي كنند
و مي خندند!
عده اي سر بر كتابم مي گذارند و رؤيا مي بينند!
اما چه فايده؟
هيچكس از من نمي پرسد،
بعد از اين همه ترانه بي چراغ
چشمهايت به تاريكي عادت كرده اند؟
همه آمدند، خواندند، سر تكان دادند و رفتند!
حالا،
دوباره اين من و

اين تاريكي و
اين از پي كاغذ و قلم گشتن
گفتم : « - بمان!» و نماندي!
اما به راستي،
ستاره نياز و نوازش!
اگر خورشيد خيال تو
اينجا و در كنار اين دل بي درمان نمي ماند،
اين ترانه ها
در تنگناي تنهايي ام زاده مي شدند؟!!!

 

((يغما گلرويی))


Posted: 10:12 AM, Dec. 16, 2005
Link

کجایی؟؟

توي يک روز پاييزي گمش کردم

نمي دانم بين برگهاي زرد و نارنجي زير پاي رهگذران خرد شده يا
مثل يک قطره باران به اقيانوسي افتاد
!!شايد هم باد شده و قايق کاغذي پسر بچه اي را هل ميدهد
من همه جا دنبالش گشتم
از کوهها بالا رفتم و
جنگلها را گذراندم
تمام اقيانوسها زا پارو زدم
به اميد اين که دوباره ببينمش
اما وقتي به تو نگاه کردم
فهميدم چه قدر به من نزديک بود وهيچ وقت او را نديده بودم
در لبخند زيباي " تو........

i hAve sAid nOthing
becAuse there is nOthing i cAn sAy
thAt would describe how i feel
As perfectly As you deserved it.


Posted: 5:18 AM, Nov. 28, 2005
Link

217

 

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه

دنبال تو می گردم دنبال یه تیکگاه

دنبال اون دلی که تنهایی رو می شناسه

دستهای عاشق من لبریز التماسه


Posted: 5:16 AM, Nov. 28, 2005
Link

گفتم شايد نديدنت از خاطره‌ات دورم كنه
ديدم نديدنت فقط ميتونه كه كورم كنه
گفتم صداتو نشنوم شايد كه از يادم بري
ديدم تو گوشهام جز صدات نيستش صداي ديگري
نديدن و نشنيدنت عشقتو از دلم نبرد
فقط دونستم بي تو دل ، پرپر شد و گم شد و مُرد ...
بعد از تو باغ و سبزه ها حتي يه غنچه گل نداد
همش ميگفتم با خودم نكنه بميرم و نياد
اين روزا محتاج توام ، من نميگم دلم ميگم
فردا اگه مُردم نيا ، چه فايده نوشدارو ديگه ...
نديدن و نشنيدنت عشقتو از دلم نبرد
فقط دونستم بي تو دل ، پرپر شد و گم شد و مُرد ...

 


Posted: 2:33 AM, Nov. 6, 2005
Link

                                                 

                                                          

  چه نابرابرانه است جنگ من و تو 

   قبول ندارم

به جنگ آمده ای بی خبر و تیغ عشق آوردی؟؟                                                        

  حساب نکردی که من به جز تو هیچ ندارم........                                      

                                      


Posted: 1:36 AM, Nov. 6, 2005
Link

 

بدترین درد این نیست که......عشقت بمیره....

بدترین درد این نیست که.....به اونی که دوسش داری نرسی.....

بدترین درد این نیست که.......عشقت بهت نارو بزنه..........

بدترین درد اینه که عاشق یکی باشی و اون ندونه.....

 

چه زیباست به خاطره تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو مردن

 و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو و بدون تو

زیستن و برای تو گریستن. و به عشق و دنیای تو نرسیدن.ای کاش

میدانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است.

 بدون تو و دور از دستهای مهربان تو و به دور از قلب حساست زندگی چه تلخ و نا شکیباست...


Posted: 4:46 AM, Oct. 29, 2005
Link

 

ای کاش کسی صدای سکوتم را می شنيد
ای کاش دليلش را می پرسيدی
و ای کاش
................فريادم در گلو خفه نمی شد
ای کاش ضربان قلبم را فقط خودم حس نمی کردم
ای کاش .................................
شايد.................................
در خودم خفه نمی شدم .

 


Posted: 2:14 AM, Oct. 28, 2005
Link

 

 

عشق اوج زندگي است

 

!از ارتفاع مي ترسم


Posted: 3:20 AM, Oct. 27, 2005
Link

 

 

کاش ميتونستم همسفر تو باشم....

اما اونقدر مغرورم که اين و هيچوقت بهت نميگم....

نميگم که آرزو دارم بهت بگم که تو همونی که

ميتونی تسکين دردای من باشی....

اما من.....هيچوقت به روی خودم نميارم که

 به تو احساس دارم.

نميخوام غرورم بشکنه.........

يه ذره دروغ گفتم......

ميترسم......

ميترسم.همين رو هم از دست بدم...

من که به خط و خبری از تو قناعت ميکنم...

اما خودت ميدونی که.......

هر آفرينشی يه عشقی داره....

بی خيال....

من اصلآ هيچکس رو ديوونه وار و زيادی دوست ندارم...

اصلآ تو رو هم دوست ندارم....

کی گفته دارم بهت عادت ميکنم؟؟

تو هم برای من کسی هستی مثل بقيه آدما.......

من که تورو اهلی نکردم.....

تو که گل سرخ من نبودی......

همه شب ها مثل همند......

همشون....

بيخيال......

باز دروغ گفتم...


Posted: 5:27 AM, Oct. 26, 2005
Link

 

Angels

ميخواهم بگذرم،

بگذرم از هر آنچه که تو نديدی و من احساس کردم

تو نشنيدی، هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم

ساختم و تو خراب کردی

و من چقدر تشنه حرفهايی بودم که تو هرگز نزدی

 

اشک ريختم،

برای هر آنچه که به باز تفکرم افزودی

و مشکلاتی که به جانم انداختی

برای روزهايی که چه نيازمند تو در کنارم بودم

برای خودم، که چگونه غرق تو شدم

تويی که هرگز مرا نشناختی و قدرم را ندانستی

و بياد آوردم،

خودم را،

که چگونه پر از ايده هاو تفکرات بزرگ بودم

چگونه پرواز را دوست داشتم

و تو را،

که بالهای مرا شکستی

همچون قلبم

می خواهم بگذرم،

از تو!

از عشق ويران کننده تو

از منی که با تو بوجود ميامد

و چه غريب بود

تو را هميشه در تکه ای از قلبم نگهداری خواهم کرد

و دوست خواهم داشت

چه بسا که عشق من به تو حرام است

پس بگذار تا بگذرم

قلب اين پرنده امروز از پيش تو پرواز خواهد کرد


Posted: 5:44 AM, Oct. 25, 2005
Link

natamoom

 

حرفهاي ما هنوز نا تمام

تا نگاه ميكني ,

وقت رفتن است

باز هم همان حكايت هميشگي!

پيش از آنكه با خبر شوي

لحظه عزيمت تو نا گزير ميشود

آي......

اي دريغ و حسرت هميشگي!

ناگهان چقدر زود دير ميشود


Posted: 5:08 AM, Oct. 25, 2005
Link

                                                                

                           

                                                          عادت همه چيـز را ويران مي كند   

 

                                  واي بر روزي كه چيزي ـ حتي عشـــــق ـ عــادتـمان شـود 

 

                                 ...عاشق كم است و سخن عاشقانه فراوان

 

                                  ديگر سخن گفتن عاشقانه ، دليل عشق نيست

 

                                 و آواز عاشقانه خواندن ‌، دليل عاشق بودن

 

                                ولي اي دوست ، تو نگاه عاشقانه ات را عاشقانه نگهدار

 

                               و كلام ساده ي عاشقانه ات را خالصانه بگو

 

                                و هميشه به ياد داشته باش شبــه عشق در كنار عشق بوده

                         


Posted: 4:55 AM, Oct. 25, 2005
Link

يکی بود يکی نبود ..يه خدا بود با يه دريای کبود که همه بهش می گفتن

اسمون..يه زمين بود و يه شهر و يه غريب با يه جاده که مسافری نداشت...

توی اين شهر غريب يه کسی شايد مثل يه دخترک هميشه دنبال گمشدش

می گشت اما اون گمشدشو نديده بود فقط از شدت غصه غروبا يه چيزی

مثل بلور لای اشکاش می شکست و روی گونه هاش ميريخت

گونه هاش از غم اونی که نميدونست کيه غرق بارون ميشدن...

نميدونست اونی که قراره از راه برسه شبنمو از چشای چند تا غريب پاک

ميکنه..

دخترک ديوونه بود طاقتش مثل عمر گلا رفته بود از کف و پرپر شده بود...

يه شب نيلی و شفاف تو يه پاييز قشنگ وقتی ادما همه تو خواب و روياشون

بودن...

دخترک دستشو برد به اسمون با همون لحنی که برگای مسافر با درخت

حرف می زنن با خدا غرق تمنا شد و راز....

دخترک فهميده بود يه کسی که مثل هيچ کسی نباشه يه روز

مثل يه رويای عجيب مياد و دور غصه هاشو خط می کشه...

زبون فرشته های عاشقو يادش ميده اما اون چه شکليه؟؟

دخترک ادم عجيبی بود ..عاشق چشمای بارونی و خيس و دلای ابری و پاک

که می خوان با يه اشاره برسن به اسمون اما دوره راهشون....

يه روزی که مثل هيچ روزی نبود ..يه فرشته که مثل هيچ کسی نبود

با دو تا چشم نجيب که دل تموم ادم هارو مبتلا می کرد...

با يه لبخند قشنگ اومد و واسه هميشه دل دخترک رو برد...

دخترک حالا ديگه تنها نبوداون حالا يه چيزی داشت که ديگه خريدنی نبود

چون خدا اونو برای دخترک اورده بود

قهرمان روياهای سبز دخترک همونی که دخترک عاشق چشماش شده بود

همونی که دخترک با ديدنش ديوونه شد عاقبت اومد و موند

نازنين ما از همون لحظه اول دل دخترک رو برد به يه جايی که نميدونم

کجاستشايد از کهکشون های اسمون هم دورتره.....

دخترک يه روز دلو به دريا زد ..تو چشمای ناز عشقش نگاه کرد..

با يه شرم خيلی اروم بهش گفت دوست دارم

زندگيش بود و همين يه دلخوشی که از اسمون اومده بود تا نذاره

دخترک بيشتر از اين بين ادمهای خشک و قهوه ای بی پناهی بکشه..

خلاصه زندگی اين دخترک گلای کوچيک حقيقته که تو حاشيش فقط

با خط سرخ نوشته:

بمون ..تو بری موندن من معنی ديوونگيه...

اخرين حرفم اينه....

تو بری اخر اين زندگيه..


Posted: 3:36 AM, Oct. 25, 2005
Link

 

بارون می اومد...........

دلم گرفته بود رفتم زير بارون........

صورتمو گرفتم به طرف اسمون داد زدم گفتم خدايا مگه من چی کار

کردم؟؟؟؟؟؟

خدايا به همين بارون قسمت ميدم يا اين چيز هارو تموم کن يا منو

راحت کن......

زدم زير گريه...

صورتم خيس شد اما از بارون چشمام....

يادم اومد يه روزی اينو بهم گفتی هر وقت بارون اومد بدون دارم

پشت ابرا گريه ميکنم...

صدات زدم اما کسی جوابمو نداد زدم زير گريه....

بهم گفتی اگه وقتی بارون می آد ارزو کنی بر اورده ميشه...

منم از ته دل ارزو کردم که......

اومدم پايين صورتم خيس شده بود همه بهم گفتن چه بارونی می آد

اما هيچ کس نفهميد صورت من از بارون چشمام خيس شده...

 


Posted: 3:32 AM, Oct. 25, 2005
Link

شب که می رسد به خودم وعده می دهم

که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت...

صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگويم

رسيدن شب را بهانه ميکنم.....

و باز شب می رسد و صبحی ديگر...

و من هيچ وقت نمی توانم حقيقت را به تو بگويم...

بگذار ميان شب و روز باقی بماند که

چه قدر..

دوست دارم....


Posted: 3:29 AM, Oct. 25, 2005
Link

sakhte

خيلي سخته چيزي رو که تا ديشب بود ياد گاري
صبح بلند شي و ببيني که ديگه دوسش نداري
 
 خيلي سخته که نباشه هيچ جايي براي آشتي
بي وفا شه اون کسي که جونتو واسش گذاشتي
 خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا
 خيلي سخته اون کسي که اومد و کردت ديوونه
هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه
 خيلي سخته اگر عمر جادوي شعرت تموم شه
نکنه چيزي که ريختي پاي عشق اون حروم شه
 خيلي سخته اون کسي که گفت واسه چشات مي ميره
بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره
 خيلي سخته تا يه روزي حرفهاي اون باورت شه
نکنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
 خيلي سخته که عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبرشه
خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي کال و چيدن
بخدا کم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن
 خيلي سخته که دلي رو با نگات دزديده باشي
وسط راه اما از عشق يه کمي ترسيده باشي
 خيلي سخته که بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت مي پرسي يعني مي شه اون بره زماني
 خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي
اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جداشي
 خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي که چشمات نمي خواد اون و ببينه
 خيلي سخته که ببينيش توي يک فصل طلايي
کاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي
خيلي سخته که ببيني کسي عاشقيش دروغه
چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه
 خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون
اگه چتر نداشته باشن توي دستا هر دو تاشون
 خيلي سخته تا هميشه پاي وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه کسي شکستن
 خيلي سخته واسه اون بشکنه يک روز غرورت
اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
 خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت
ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت
 خيلي سخته چشماي تو واسه اون کسي خيسه
که پيام داده يه عمره واسه تو نمي نويسه
 خيلي سخته که دل تو نکنه قصد تلافي
تا که بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي
 خيلي سخته اونکه ديروز تو واسش يه رويا بودي
از يادش رفته که واسش تو تموم دنيا بودي
 خيلي سخته بري يکشب واسه چيدن ستاره
ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره
 خيلي سخته که من و نو هميشه با هم بمونيم
اونقد عاشق که ندونن ديوونه کدوممونيم
 

شاید اکنون به یاد نمی آوری که برای اولین بار ،در چه زمان ودرکدامین لحظه به فریاد گفتم:من عاشق تو هستم!!!ديگر نيازی نيست به يادآوری ديگرگذشته است !!!ديگربسی گذشته است!!!
اما قبولم کن به گونه عاشقی که به جز عشق هیچ ندارد وباورم کن همچون گیاهی از عشق ،روییدنی از عشق ،بودنی از عشق
و پناهم بده ای محبوب!!!


Posted: 2:34 AM, Oct. 25, 2005
Link

chera?

خدا چرا عاشق شدم....؟

                                  

خدا چرا عاشق شدم من دیگه از دست این دل یه شب آروم ندارم

وای چرا تو این زمونه شدم قربونی عشق اسیر روزگارم

روزا چشمای نازش میشینه تو کتابام

شبا وقتی میخوابم میبینمش تو خوابام

براش نامه نوشتم قشنگ و عاشقونه

نوشتم با دو چشماش منو کرده دیوونه

خدا چرا عاشق شدم من دیگه از دست این دل یه شب آروم ندارم

وای چرا تو این زمونه شدم قربونی عشق اسیر روزگارم

روی پله های سنگی میشینم با تو بیدار

چشام رو تور ابرا سرم رو سنگ دیوار

براش آواز میخونه لبای سر و بستم

میاد خورشید بازم من هنوز اینجا نشستم

خدا چرا عاشق شدم من دیگه از دست این دل یه شب آروم ندارم

وای چرا تو این زمونه شدم قربونی عشق اسیر روزگارم

عشق من ... عشق بی همتای من ... از فاصله ها گفتی که همه و همه در دستان کوچک اما پر مهر من و توست که آن را بشکنیم و لحظه لحظه کوتاهش کنیم ... ریسمان فاصله ها را به برق نگاهی می توان سوزاند و با هم بودن را تا ابد به رخ فاصله ها کشید ... ترس زاييده تنهايی انسان است ... اما من و تو با هم از هيچ چيز نخواهيم هراسيد و تندباد وحشت تنهايی و سوز فاصله ها هرگز رشته عشقی را که ميان من و تو بافته شده نخواهد گسست ... چرا که هر دو سرشاريم از نهايت دوست داشتن يعنی عشق.

و اما راه دوست داشتن تا عشق... راهی به کلام زيبای تو مملو از رنج و صبوری است ... راهی که مدتی است رنجش را به جان می خرم و صبوريش را نثار واژه واژه خنده هايت می کنم ... چرا که می دانم عاشق يک عاشق شده ام ... راهی که شيرينی اش برای من صدای گرم نفسهايت و دلداری های شبانه ات بوده است...راهی که قول دادم تا انتها همسفرت باشم ...

من عشقخود را يافته ام .. عشقزيبای من ... با هم بودن و با هم ماندن و دل کندن از سفر تنها به دست من و توست ... بيا تا در اين کوره راه زندگی مشعل عشقمان را بر فراز قله های جاودانگی بنشانيم و تا روز ازل تا روزی که تنها مرگ تواند جدايمان کرد و ديگر هيچ ... سرود ماندگاری و ترانه يکی شدن را سر دهيم .

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشای نگاهت ...

                با تو گفتم :

                  «حذر از عشق ؟ ندانم

                      سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم

               روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

                                              چون کبوتر لب بام تو نشستم

                 تو به من سنگ زدی من نه رميدم نه گسستم »

                      باز گفتم: که تو صيادی و من آهوی دشتم

                   تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

                            حذر از عشق ندانم

                             سفر از پيش تو هرگز نتوانم ؛ نتوانم ... !

                                  شدم آن عاشق ديوانه که بودم !

می توان از ميان فاصله ها را برداشت . دل من با دل تو هر دو بيزار از اين فاصله هاست.

نمی دانم ... شايد اين حرفها برای هزاران هزار که طعم عشقرا چشيده اند قصيده ای تکراری باشد ... اما برای من طعم ديگری دارد ... نه تنها هيچوقت تکراری نخواهد شد بلکه لحظه به لحظه خاطرات زندگی ام را با نقوش آن قلم خوام زد .

عشق... تک واژه گمشده ای در دريای خيال انسانها ... اکنون برای من تنها معنی که دارد يعنی وجود يعنی زندگی يعنی هنر ... هنر دوست داشتن ... هنر خوب بودن ... هنر راست بودن ... هنر يگانه بودن و يگانه ديدن ... شايد بشود گفت شهر عشقهمان هنر هشتم است .

گويند که عشقناديدنی است ... عشقاما من تو را ديدم ...تو را لمس کردم و در تمامی لحظات زيستنم تو را خواهم ستود که چنين وجود زيبا و آراسته ای را به من هديه دادی تا تو را لمس کنم ... ببويم و بشنوم . آری اين عشقبرای من چيزی برتر از وجود خودم بود . پس ای عشقبگذار در قطره قطره دريای وجودت غرق شوم .


Posted: 2:33 AM, Oct. 25, 2005
Link

گفتي:                                                                 
 بيا.
       
راه قلبت را

نشانم دادي.

حالا که آمده ام

چنان نگاه مي کني

گويي

نشاني را

اشتباه آمده ام.

 

**********

نگاهم کرد

پنداشتم دوستم دارد

نگاهم کرد

آرزو هايم را در او ديدم

نگاهم کرد

دل به او بستم ولي بعد ها



فهميدم که او فقط نگاهم کرد ....

***************

                                                                       


Posted: 1:28 PM, Aug. 18, 2005
Link

<- Last Page | Next Page ->

Copyright (c) 2005 Cute Weblog
CuteWeblog Sponsors:
Insurance Resources - Plastics Directory - Insurance - Life Insurance - US Insurance - Sex Guide - Cirugأ­a - Seguros - Webcams - Cameras Photos - Free Cameras - Webcam Chat - Webcam - Life Insurance - Search Engine - Seo Marketing - Weight Loss And Fitness - Viagens - Pedindo Arrego - Sanding Machinery Directory - Vinhos do Brasil - Vinos - Life Insurance - Insurance Quotes - Insurance industry - Insurance finder - Refinance - Auto Insurance - Dating - Webcams - Fأ­sica del Amor - Fisica do Amor - Love Physics - Love - Wines - Free Web Directory - Internet Directory - Spanish Insurance - Portuguese Directory - Dir DVD

Find Other Friends

Search our personals:
For
Between the ages of:
&
State/Province
Country